با این حال، تجربههای تاریخی نیز نشان داده است که صرف بمباران یا ترور مقامات، بهتنهایی موجب تغییر حکومتها نمیشود. آنچه میتواند چنین پروژهای را به موفقیت برساند، نفوذ در افکار عمومی، القای حس شکست و ایجاد بیاعتمادی در میان مردم است بهگونهای که جامعه در برابر تحولات تحمیلی واکنش مؤثری نشان ندهد و زمینه برای مدیریت بیرونی کشور فراهم شود اما نقطهای که در محاسبات غربیها بهطور جدی نادیده گرفته شد، ریشههای تمدنی و باورهای مذهبی ملت ایران بود؛ همان تأکیدی که رهبر شهید انقلاب اسلامی طی سالها بر اولویت وحدت ملی داشتند. این مسأله در بزنگاه جنگ خود را آشکار کرد. نیروهای نظامی توانستند تمرکز خود را بر میدان نبرد بگذارند و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نیز با تمرکز بر شناسایی شبکههای نفوذ و مقابله با جاسوسان، نقش مؤثری در حمایت از جبهه ایفا کنند. دلیل اصلی این انسجام، اطمینانی بود که از حضور مردم در صحنه بهوجود آمد. از همان روزهای نخست، مسئولان کشور، فرماندهان سپاه و ارتش و نیز رئیس مجلس شورای اسلامی، بر نقش تعیینکننده مردم و وحدت ملی تأکید کردند.
حضور مردم در صحنه باعث شد بسیاری از تحرکات تروریستی و اقدامات مبتنی بر سوءاستفاده از خلأ اجتماعی خنثی شود. همین پشتوانه مردمی بود که امکان داد مدیران سیاسی، نظامی و دیپلماتیک کشور، تمرکز خود را بر جبهه اصلی معطوف کنند.
در ادامه مسیر نیز یکی از مهمترین واقعیتهایی که غرب نادیده گرفت، همین نگاه عمیق ایرانیان بود؛ نگاهی برخاسته از تمدن تاریخی و باورهای ایدئولوژیک. در جامعه ایران ممکن است اختلافنظرها و نقدهایی در شرایط عادی و صلح مطرح شود اما هنگامی که پای تهدید خارجی و تخریب وطن به میان بیاید، همه اختلافها کنار گذاشته میشود و جامعه در برابر دشمن خارجی متحد میایستد.
ممکن است از بیرون، قدرت موشکی و توان نظامی مهمترین عامل مقاومت ایران بهنظر برسد اما واقعیت این است که پشتوانه اصلی این قدرت، آرامش خاطر و انسجام ملی است؛ همان سرمایهای که قدرت تصمیمگیری و چانهزنی را برای مسئولان کشور فراهم میکند.
وقتی مردم آشکارا اعلام میکنند که از تهدید، حمله و بمباران هراسی ندارند و مسئولان خود را تنها نمیگذارند، طرف مقابل نیز درمییابد که ابزار فشارش کارایی لازم را ندارد. چنین پشتوانهای است که به تیمهای سیاسی و مذاکرهکننده امکان میدهد با دست پر وارد میدان شوند و برای احقاق حقوق کشور تلاش کنند. این موضوع یک اتفاق مقطعی یا احساسی نیست بلکه یک سرمایه راهبردی و مبنایی برای کشور بهشمار میرود.